تبليغاتX
المستغاث بک یا صاحب الزمان آیات بهشتی

امام صادق‏(ع):

هر کس مؤمنى را بر انجام دادن گناهى سرزنش کند ، نمى‏ميرد تا آن که خود ، آن گناه را مرتکب شود.

من که اینو تجربه کردم شما رو نمیدونم؟؟!!!

نوشته شده توسط بنده خدا در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 0:7 | لینک ثابت |


 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.

لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،

خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و

در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش

را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.

مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،

از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد

ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست

در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.

مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،

خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.

به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر

باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.

بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید

چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر

دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.

اگر ارسال این پیام شما را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می گیرد،

پس آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا آسان نیست

که فقط کلید “ارسال” را فشار دهید و این پاداش را دریافت کنید؟

ستایش خدایی را است بلند مرتبه

نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 3:5 | لینک ثابت |

نماز و تسبیح همه مخلوقات

آیا ندیده اید که هر چه در آسمانها و زمین است و نیز مرغانی که در پروازند تسبیح گوی خدا هستند ؟ همه نماز و تسبیح او را می دانند . و خدا به هر کاری که میکنند آکاه است (سوره نور آیه ۴)

 

حال با خواندن این آیات  باز هم میشه کسی نماز نخونه ؟؟؟؟

من فکر میکنم انسان باید خجالت بکشه که کوه دریا گوسفند گاو  تسبیح گوی باشند

ولی  اشرف مخلوقات گناه دوست و گناه کار

نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 3:7 | لینک ثابت |

نماز جلو گیری  از فحشا و منکر

هر چه از این کتاب بر تو وحی شده است تلاوت کن و نماز بگذار که نماز آدمی را از فحشا و منکر باز میدارد و ذکر خدا بزرگ تر است و خدا به کارهایی که میکنید آگاه است.(سوره عنکبوت آیه ۴۵)

نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 2:37 | لینک ثابت |

هر رنج و مصیبت که در زمین (از قحطی و آفت و فقر و ستم )یا از نفس خویش (چون ترس وغم و درد و

الم)به شما رسد همه در کتاب(لوح محفوظ ما ) پیش از آنکه همه را در دنیا ایجاد کنیم ثبت است و این

کار بر خدا آسان است(۲۲)(این تقدیر حق را بدانید)تا هرگز بر آنچه از دست شما رود دلتنگ نشوید و به

آنچه به شما رسد (مغرور و) دلشاد نگردید و خدا دوستدار هیچ متکبر خود ستایی نیست(۲۳)

سوره حدید آیه ۲۲ و ۲۳

نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت 1:33 | لینک ثابت |

بسم رب الشهدا و الصدیقین
السلام علیک یا حجت الله فی ارضه
سلام عرض میکنم خدمتتان آقا جان
از رویتان خجالت میکشم که بخواهم خودم را غلام شما خطاب کنم.آخر یک غلام خوب همیشه سعی میکند برای اربابش بهترین باشد و هر چه که اربابش اراده کند انجام بدهد اما من .....
هر چه با خودم فکر کردم که به یاد بیاورم که برای شما چه کردم و آیا به وظایفی که در زمان غیبت بر گردنم گذاشته شده عمل کردم هیچ چیز خاصی به یادم نمی آید....شاید خواندن ندبه ای خواب آلود یا دعای فرجی بدون رنگ و بوی یک منتظر واقعی یا.......
وای بر من،وای بر من،وای برمن.......
احساس میکنم بد جوری قلبم غبار گناه و آلودگی گرفته و راه نجات خودم را نیم نگاهی از جانب شما میدانم...
آقا جان امشب بیایید و لطفی در حق من بکنید...شاید خواسته خیلی بزرگی باشد اما لطف و کرم شما مرا اینگونه پر توقع کرده..
پس عزیز دل زهرا(س) در این آشفته بازار خود باختگی و شک و تردید ها،بیا و مرا به خویشتن خویش باز گردان...
بیا و کمکم کن تا ظهور کنم و کاری برای ظهور شیعیانت کنم ...
دیگر بس است هر چه خفتم و نفهمیدم و بی خیال از پس کوچه های غیبتت گذشتم...
دیگر بس است این همه بی غیرتی...
آقا جان کمکم کن تا منتظرت باشم...
منتظری حقیقی...
التماس دعا از بهترین بنده خدا در این عصر

نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت 1:9 | لینک ثابت |

ای پيرکه درديـده جـوان می آيی

هر جمعه سری به جمـکران می آيی

 

هرشب که دلم زهجرتوغمگين است

درهيـأت مـه به آسمان  مـی آيی

نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت 0:57 | لینک ثابت |

یا رب دل دوستان پر از غم نکنی             با تیر قضا قامت ما خم نکنی

ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند            یک مو ز سر رفیق ما کم نکنی

نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت 0:30 | لینک ثابت |

خدایا تو خیلی بزرگی و من خیلی كوچك جالب اینجاست كه تو به این

بزرگی هیچ وقت من رو به این كوچیكی فراموش نمیكنی ولی من به

كوچیكی توبه این بزرگی رو گاهی فراموش میكنم
نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت 0:3 | لینک ثابت |